تبليغاتX
عاشق تنها
عاشق تنها

king of dark....مانده ام تنها وبی کس در

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

چهارشنبه نهم اسفند 1385-1:28 -مهدی

ميدوني بي تو لحظه حرمتي نداره

 

چاره اي ندارم............

 

ميدونم برات عجيب اين هم اسرار و خواهش

 

اين هم خواستن دستات  بدون حتي نوازش

 

ميدونم كه خيمگاهي واس تو گريه ي درد

 

مي گذري از من ميري اما باز من بر ميگردم

 

ميدونم برات عجيب من با اون هم غرورم

 

پيش همه ي بديها ت چه  جوري باز هم صبورم

 

ميدونم واست سوال كه چرا پيشت حقيرم

 

دور ميشي من را  نبيني باز سراغ تو را ميگيرم

 

ميدوني چرا هميشه من بدهكار تو ميشم

 

وقتي نيستي هم يك جور با خيالت راضي ميشم

 

ميدوني واس چي از تو من ميمونم و مي خندم

 

تا نبيني گريه ها ما هر دو چشمام مي بندم

 

چارهاي جز اين ندارم اخه خون شدي تو رگم

 

ميمرم اگه نباشي بي تو من بد جوري تنهام

 

ميدونم بك روز مي فهمي روزي كه دنيا را گشتي

 

من چه جوري تو را خواستم تو چه جور از من گذشتي

 

چارهاي جز اين ندارم اخه خون شدي تو رگم

 

ميمرم اگه نباشي بي تو من بد جوري تنهام

 

ميدونم بك روز مي فهمي روزي كه دنيا را گشتي

 

من چه جوري تو را خواستم تو چه جور از من گذشتي

 

لینک ثابت |

یکشنبه هفدهم دی 1385-1:41 -مهدی

WORLD

HOLD

….ON

 

 

وايسا دنيا........

 

من ديگه خسته شدم بسكه چشمام باروني

 

از دلم تا كي فضايي غصه را مهمونيه

 

من  ديگه بس  برام  تحمل اين همه غم

 

بس جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم

 

وقتي فايده اي نداره غصه خوردن واسه چي

 

و اسه عشق تو خالي ساده مردن واسه چي

 

نمي خوام چوب حراجي  را به قلبم بزنم

 

نمي خوام  گناه بي عشقي بيفته گردنم

 

نمي خوام دربدر پيچ وخم اين جاده شم

 

واسه اتيش هم  يك هيزم اماده شم

 

يا يك موجود كم خالي پر افاده شم

 

وايسا دنيا  وايسا  دنيا   من ميخوام پياده شم

 

هم حرف خوب ميزند

اما كي خوب اين وسط

 

بد وخوبش به شما

 

ما كه رسيديم به اخر خط

 

قربونت برم خدا

 

چقدر غريبي رو زمين

 

اره دنيا را ما نخواستيم

 

دل را با خودت نبين

 

نمي خوام دربدر پيچ وخم اين جاده شم

 

واسه اتيش هم يك هيزم اماده شم

 

يا يك موجود كم خالي پر افاده شم

 

وايسا دنيا  وايسا  دنيا     من ميخوام پياده شم

 

ا ين همه چرخيدي يا چرخوندي اخرش چي شد

 

اون بليط شانسدار بگو قسمت كي شد

 

همه درويش    همه عارف

 

جاي عاشق پس كجاست؟

 

اين همه طلسم و درد

 

جاي خوش دنيا كجاست؟

 

نمي خوام دربدر پيچ وخم اين جاده شم

 

واسه اتيش هم يك هيزم اماده شم

 

يا يك موجود كم خالي پر افاده شم

 

وایسا دنيا  وایسا  دنيا    من ميخوام پياده شم

 

لینک ثابت |

سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385-14:49 -مهدی

برای بوییدن یک گل  برای شنیدن یک صدا و برای خواندن یک شعر چقدر تنها ماندم!!!

دارم از غمت میمیرم تو کجایی که ببینی

نمیبینی نمیبینی دیگه هیچ وقت نمیبینی

نگاه ودستای سردم ونفسهام

دیگه من هم نمیبینم

تو واون چشمای نازت ونفسهات

حتی تو خواب نمیبینم

رفتی وتنهام گذاشتی

چه قرارهایی که با هم نمیزاشتیم

تو چرا تنهام گذاشتی مگه ما قرار نذاشتیم که بمونیم واسه ی هم؟

تو نذاشتی نگذاشتی

آره من شکسته قلبم

آره من خسته وسردم

آخه از غمت شکستم

من واست آرزوها داشتمو افسوس

یکی شم بر نداشتم

مگه من چی کم گذاشتم که تو اینطور از من ودلم گذشتی

چرا رفتی چرا رفتی مگه من چی کم گذاشتم

از منو آرزوهای من گذشتی

با همه خوبی که داشتی عاقبت تنهام گذاشتی

پا گذاشتی رو تموم آرزوهام

 

   

 

از من ودلم گذشتی

يك عمر تو را به هر كجايي بردم 


 هر لحظه گذشت بي تو من نشمردم


 حالا تو بمان و قصه ات راحت باش


 از بس نرسيدم به تو آخر مردم  

لینک ثابت |

چهارشنبه هشتم شهریور 1385-23:54 -مهدی

 

امروزو فردای منی

 

یه شب نشد بدونی که من بی تو فردا ندارم

 

 

هرگز فراموشت نخواهم کرد 

در این دنیا تنها شدم ...

 

بهترین دوستم منو تنها گذاشت

 

 

در این دنیا دگر جز خود کسی همدرد من نیست


در این دنیا دگر جز بی کسی همراه من نیست


خداوندا چرا باید چنین تنهای تنها


شوم بی یاور و دنیا برایم گور رویا

 

به یاد آرم شبی همراه با دلدار گشتیم


به دور از هر غمی مثل دو قمری گرم پرواز

 
چقدر عاشق چه شیدا همره هم پر گشودیم

 
گذشتیم از کنار هر چه غم اندوه و رویا

 
ولی حالا منم تنها ترین تنهای تنها

 
دگر ویرانه ها گشته برایم گور رویا

 
نمی خواهم دگر دنیا و عشق و هر چه مستی


بود ارزانی آن می گُساران هر چه هستی

 

 

 

 

لینک ثابت |

سه شنبه هفدهم مرداد 1385-1:30 -مهدی

 

 

 

 

اي خدا عشق از سرم کم کن که رسوا مي شوم در ميان هم رفيقان خوار و تنها مي شوم

يا لباس عاشقي را از تنم بيرون نما

يا که من خاکستر کوي زليخا مي شوم

مي کشم دست از مسلماني مسيحا مي شوم

آخر از عشق تو من ساکن کليسا مي شوم

آنقدر در کشتي عشقت نشينم همچو نوح

يا به عشقت مي رسم، يا غرق دريا مي شوم

 

 

 

يه روزي فكر ميكردم بدون تو ميميرم
پيش خودت ميگفتي تو چنگ تو اسيرم
يه روزي فكر ميكردم كنار تو ميمونم
تا دنيا دنيا باشه از عشق تو ميخونم
يه روزي فكر ميكردم برام خيلي عزيزي
اگه يه روز نباشي دل رو به هم ميريزي
يه روزي فكر ميكردم صادق و باوفايي
اما حالا ميبينم از اين حرفا رهايي
برام ديگه مهم نيست عاشق من نباشي
فقط مي خوام خيلي زود از پيش من جدا شي
فقط بدون كه ديگه تو قلب من تو مردي
خيلي وقته ميدونم قلبم و از ياد بردي
منم ميخوام رها شم ميخوام با تو نباشم
منم ميخوام مثل تو با يكي آشنا شم
الان ديگه ميفهمم كه عشق تو سراب بود
خدا رو شكر تو قلبم هنوز يه قطره آب بود
خداحافظ عزيزم.حال دلت خرابه
تو ديگه هيچي نيستي عشقت مثل حبابه

 

 

 

 

موندن هرگز ... خداحافظ

 

 

 

لینک ثابت |

جمعه ششم مرداد 1385-22:32 -مهدی

 

 

شبام چه بی ستاره روزام چه بی فروغه

زمونه اینو بهم یاد داده دوستت دارم دروغه

با قلب من بازی نکن حرفات رو باور ندارم

از مستی خیری ندیدم میلی به ساغر ندارم

میخوام که تنها بمونم مثل روزای بی کسی

مثل قناری تو قفس بی یارو بی هم قفسی

اگه که بگی عشق میگم یعنی دروغ یعنی شکست

دیگه گذشت اون روزا که حرفات رو قلبم مینشست

دوست داشتنت رو هم دیدم عشقانه هاتم شنیدم

بذار که راحتت کنم به آخر خط رسیدم

میخوام برم یه گوشه تو کنج خلوت خودم

 

 

 

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.